در یک جامعهء عقب مانده همه مشکلات با مرگ حل میشوند

 پادشاه برایش حکم مرگ صادر می کند اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی از مجازاتت درمی گذرم . ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند . عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
 
ملانصرالدین می فرماید : انشاءالله در این سه سال یا پادشاه می میرد یا خرم 
/ 1 نظر / 4 بازدید
zahra

همدیگر را فراموش نکنیم، شاید سالها بعد در گذر جاده ها بى تفاوت از کنار همدیگر بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود…