نخست، آنچه نیستید
و
دوم ، همه آنچه هستید

تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم
دیدن آنچه که همه میبینند هنر نیست!
 
 
 
 
بهترین آیینه وجدان توست...
آگاه و بیدار باش...
 
 
 
 
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!!!
لحن بعضی ها، زمستونیه...
 
 
 
 
آبی باش مثل آسمان
تا عمری به هوای تو
"سر به هوا باشم"
 
 
 
 
خدایا
به خوبان جهان عزت داده ای و به بدان ثروت...
نکند ما به تماشای جهان آمده ایم؟؟
 
 
 
 
خدایا
مارو ببخش که در کار خیر
یا "جار" زدیم...
یا "جا" زدیم...
 
 
 
 
عمری گذشت تا باورمان شد
آنچه را باد برد...
خودمان بودیم...
 
 
 
 
ثبت احوال در شناسنامه ام
همه چیز را ثبت کرده
جز احوالم...
 
 
 
 
نه صدایش را نازک کرده بود
نه دستانش را آردی...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟؟
 
 
 
 
چه خوشبختی بزرگی است...
بدبختی های کوچک!
 
 
 
گاه لازم است که انسان
دیدگان خود را ببندد
زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز
نوعی خوشبختی است...
 
 
 
بیش از حد عاقل بودن...
کار عاقلانه ای نیست!
 
 
 
جسم ما باغی است
که اراده
باغبان آن است
 
 
 
اگر درد داری تحمل کن
روی هم که تلنبار شد
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست
کم کم خودش بی حس میشود!!
 
 
 
روزگاریست که شیطان فریاد میزند
آدمی پیدا کنید، سجده خواهم کرد!
 
 

 
 
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟”
و تو جواب میدی “خوبم!”
کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “میدونم خوب نیستی…”
 
 
 
 
راز این هستی چیست؟
ما چرا آمده ایم؟
کار ما نیست گذر از هستی
گذر از آدم ها
کار ما شاید
پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد
 
 
 
 
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!